نوشته شده توسط : vakiel

در این مقاله قصد داریم به بحث احضار متهم بپردازیم و نکات و مطالب مهمی را در این خصوص بیان کنیم. در واقع این اولین اقدامی است که بازپرس نسبت به متهم انجام می‌دهد. هدف از احضار کردن متهم انجام تحقیقات راجع به او می‌باشد. همان طور که در ماده ۶۴ قانون آیین دادرسی کیفری آمده است برای اینکه رسیدگی آغاز شود کافی است شاکی از حق شکایت خود استفاده کند اما صرفاً شکایت شاکی نمی تواند منجر به احضار گردد که در ادامه به بررسی بیشتر و دقیق‌تر این موضوع می‌پردازیم.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

چه زمانی متهم احضار می‌گردد ؟

در مقدمه اشاره کردیم صرف این که شاکی از حق شکایت خود در خصوص یک شخص استفاده کند نمی‌تواند منجر به احضار گردد. در واقع زمانی متهم احضار می‌شود که اوضاع و احوال ظاهری پرونده و قرائن امکان ارتکاب عمل مجرمانه‌ای که به او نسبت داده شده است را تقویت کند. در این راستا به ماده ۱۶۸ قانون آیین دادرسی کیفری اشاره می‌کنیم. در این ماده آمده است که بازپرس نباید بدون دلیل کافی برای توجه اتهام، کسی را به عنوان متهم احضار و یا جلب کند. تخلف از این مقرره موجب محکومیت انتظامی تا درجه چهار است.

برای آشنایی با راه های جلب متهم کلیک کنید.

فرم‌های مخصوص احضاریه به چه شکل است؟

احضار کردن متهم به وسیله فرم‌های مخصوص احضاریه انجام می‌شود. ماده ۱۶۹ قانون آیین دادرسی کیفری بیان کرده است که احضار متهم نزد مقام قضایی با احضاریه عمل می‌آید. احضاریه دو نسخه دارد که یکی توسط متهم نگه داشته می‌شود و نسخه دیگر پس از امضا به مامور ابلاغ مسترد می‌گردد.
در خصوص فرم‌های مخصوص احضاریه ماده دیگری در قانون آیین دادرسی کیفری وجود دارد. در ماده ۱۷۰ این قانون مندرجات الزامی احضاریه شمرده شده است. در احضاریه باید مشخصات دقیق متهم، علت احضار ساعت تاریخ و مکان حضور به دقت منعکس شود. در نهایت احضاریه باید امضای مقام قضایی را داشته باشد.

در برخی جرایم منافی عفت علت احضار به دلیل حفظ آبروی متهم ذکر نمی‌شود. اما متهم بهرحال این حق را دارد که با مراجعه به مقام قضایی علت احضار را جویا شود.

احضاریه باید به چه کسی ابلاغ گردد ؟

در پاسخ به این سوال باید بیان کنیم که احضاریه باید به شخص متهم ابلاغ شود.
حال این امکان وجود دارد که ابلاغ به بستگان شخص متهم و یا اشخاصی که مطابق قانون آیین دادرسی مدنی، ابلاغ به آنها صحیح می‌باشد صورت گرفته باشد.
ممکن است برای شما سوال ایجاد شود که اگر محل اقامت متهم مشخص نباشد چه اتفاقی می‌افتد در پاسخ به این سوال باید بیان کرد که همانطور که ماده ۱۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری بیان کرده است هرگاه ابلاغ احضاریه به فرد ممکن نباشد، ابلاغ از طریق یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار به عمل می‌آید. در صورت عدم حضور متهم در این مرحله بازپرس می‌تواند دستور جلب متهم را صادر کند تا از او بازجویی شود.

نکته احضار متهم

اگر متهم با وجود ارتکاب جرم با حسن نیت به روشن شدن واقعیت پرونده کمک کند و به مقامات قضایی در کشف حقیقت مساعدت نماید، این اقدامات می‌تواند موجب تخفیف مجازات وی از جانب قاضی پرونده شود.

با وجود پیشرفتی که در روش‌های جدید ارتباطی وجود داشته است قانونگذار تلاش کرده است یکی از این روش‌ها استفاده کند. بنابراین می‌توانیم در این راستا به ماده ۱۷۵ قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کنیم این ماده به این شرح است که استفاده از سامانه‌های (سیستم‌های) رایانه‌ای و مخابراتی، از قبیل پیام‌نگار (ایمیل)، ارتباط تصویری از راه دور، نمابر و تلفن، برای طرح شکایت یا دعوی، ارجاع پرونده، احضار متهم تجویز شده است.
نباید فراموش کرد که این شیوه‌های ابلاغ و احضار در موازات شیوه‌های سنتی استفاده می‌شوند و ابلاغ ورقه‌های قضایی به متهم هنوز رواج دارد.

برای آشنایی با فرصت آخرین دفاع متهم کلیک کنید.

برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص احضار متهم ، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون احضار متهم پاسخ دهند .

 

منبع: احضار متهم




:: بازدید از این مطلب : 102
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

استعلام جواب پزشک قانونی چه زمانی ضرورت دارد؟ یکی از مراحل مهم که برای صدور گواهی‌فوت یا صدور حکم مربوط به دیه ناشی از تصادف یا ضرب‌وجرح باید طی شود. مراجعه به سازمان پزشکی قانونی و دریافت نظر و رأی پزشک این سازمان است. معمولاً نظر پزشک پزشک قانونی به اداره درخواست ارسال می‌شود. اما در برخی موارد نیز نظر پزشک به متقاضی تحویل می‌گردد. اگر شما خواستار استعلام جواب پزشکی قانونی و دریافت پاسخ آن می‌باشید. می‌توانید به وسیله کد ملی یا با استفاده از شماره مکانیزه و طی مراحل دیگر جواب پزشکی قانونی را استعلام کنید. در ادامه این مطلب قصد داریم به شیوه استعلام جواب پزشکی قانونی بپردازیم.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

چگونه جواب پزشکی قانونی را استعلام نماییم ؟

معمولاً تقاضای معاینه و صدور نامه توسط پزشک یا قانونی از طرف نهادهای قضایی یا غیر قضایی و اداری درخواست می‌شود. و نتیجه معاینات پزشکی قانونی مستقیماً به نهاد متقاضی ابلاغ می‌شود یا تحویل فرد می‌گردد. در حال حاضر سامانه یا سایت سازمان پزشکی قانونی خدمات استعلام جواب معاینه پزشکی قانونی را ارائه نمی‌دهد.

به این ترتیب هنگامی که افراد ای پرونده‌های حقوقی یا کیفری از طرف مراجع صالح با نامه‌ای به پزشکی قانونی ارجاع شوند. سازمان پزشکی قانونی نتیجه و نظر پزشک خود را حسب مورد به مرجع قضایی صالح ارسال می‌کند. مراجعی نظیر کلانتری، دادسرا، دادگاه کیفری ۱ یا ۲، شورای حل اختلاف و غیره. و در نهایت صدور نامه جواب پزشکی قانونی از طریق پیامک ابلاغ سلام به شخص مراجعه‌کننده نیز اطلاع رسانی می‌گردد.

در چنین مواردی است که فرد می‌تواند به سامانه adliran.ir مراجعه نماید. و در بخش ابلاغیه، از مرجعی که پاسخ و رأی پزشکی قانونی به آنجا ابلاغ شده است؛ مطلع شود. سپس فرد می‌تواند به مرجعی که نامه پزشکی قانونی به آن ابلاغ شده است مراجعه نماید. تا رأی و نظر پزشکی قانونی را استعلام کند. اما دریافت استعلام رأی پزشکی قانونی یا از طریق ارائه کد ملی یا از طریق ارائه شماره مکانیزه امکان‌پذیر است.

برای اطلاع از موانع صدور گواهی فوت کلیک کنید.

استعلام نظر پزشکی قانونی با کد ملی

افرادی که در پزشکی قانونی معایناتی انجام دادند. بهار قصد دارند که پاسخ معاینات را دریافت نمایند. تا متوجه نظر پزشک پزشک قانونی در مورد مسئله خود شوند. می‌توانند با استفاده از ارائه کد ملی به دو روش پرونده پزشکی قانونی خود را استعلام کنند.

اول؛ فرد می‌تواند به پزشکی قانونی که معاینات خود را در آن انجام داد. مراجعه نماید و کد ملی خود را به مسئول مربوطه ارائه کند. و از مسئول تقاضای دریافت پاسخ و استعلام پرونده پزشکی قانونی را نماید.

دوم؛ همان‌طور که در بند قبل توضیح دادیم. فرد می‌تواند با مراجعه به سامانه عدل ایران، وارد حساب کاربری خود شود. در بخش مربوط به ابلاغیه‌ها‌ و ابلاغ ثنا روی گزینه مربوط به ابلاغیه‌های جدید کلیک کند. طی مشاهده متن ابلاغیه درمی‌یابد که نظر پزشکی قانونی به کدام مرجع ابلاغ گشت. بدین ترتیب با مراجعه به مرجع قضایی مذکور در ابلاغیه، که نظر پزشکی قانونی به آن مرجع ارسال شده است. می‌تواند کد ملی خود را به مسئول مربوطه ارائه نماید. سپس از وی تقاضای دریافت و استعلام پرونده پزشکی قانونی خود را نماید.

استعلام نظر پزشکی قانونی با شماره مکانیزه

روش دیگری که برای پیگیری و دریافت پاسخ پزشکی قانونی وجود دارد. شماره مکانیزه نامه پزشکی قانونی می‌باشد.
بیشتر اشاره کردیم که رأی دریافت پاسخ پزشکی قانونی سایت و سامانه‌ای موجود نیست. بنابراین افراد نمی‌توانند با استفاده از اینترنت و به صورت مجازی. مستقیماً اقدام به پیگیری و دریافت پاسخ پزشکی قانونی با استفاده از شماره مکانیزه نمایند.

به همین ترتیب جهت استعلام جواب پزشکی قانونی با استفاده از شماره مکانیزه فرد می‌تواند به صورت حضوری به پزشکی قانونی مراجعه نماید. یا مانند سابق به مرجعی که پزشکی قانونی جوابیه را به آن ابلاغ کرد. مراجعه نمایند و با ارائه شماره مکانیزه مانند ارائه کد ملی به مسئول مربوطه دریافت پاسخ پزشکی قانونی را تقاضا کنند.

برای اطلاع از چگونگی جرم باطل نکردن شناسنامه متوفی کلیک کنید.

ابلاغ نتیجه پزشکی قانونی به دادگاه با واسطه یا بدون واسطه

یکی از پرسش‌هایی که در خصوص ابلاغ نتیجه معاینات پزشکی قانونی به دادگاه وجود دارد. این است که آیا پزشکی قانونی نتیجه معاینات خود را از طریق کلانتری به دادگاه ارسال می‌کند یا رأی پزشکی قانونی به صورت مستقیم به دادگاه ابلاغ می‌شود؟

در پاسخ به این پرسش لازم است این مسئله را توضیح دهیم. که در جریان ابلاغ نتیجه معاینه پزشکی قانونی به دادگاه بستگی دارد که فرد با نامه کلانتری به پزشکی قانونی ارجاع شود. یا اینکه با دستور از مرجع قضایی یا غیر قضایی سالم و با نامه این مراجع به پزشکی قانونی ارجاع گردد.

مواردی مانند تصادف یا ضرب‌وجرح که فرد حضوراً به کلانتری مراجعه می‌کند. کلانتری نامه ارجاع به پزشکی قانونی را صادر می‌نماید. که در این موارد نتایج معاینات پزشکی قانونی ابتدا به کلانتری ابلاغ می‌شود. و سپس از طریق کلانتری به مرجع صالح رسیدگی به پرونده ارسال می‌شود. سپس ارسال نتیجه معاینات به کلانتری از طریق ابلاغ ثنا به شخص معاینه شده نیز اطلاع رسانی می‌گردد. و فرد می‌تواند با مراجعه به مرجع مذکور نتیجه پزشکی قانونی را مطالعه کند تا بتواند از حق خود دفاع کند. همچنین اگر به رأی پزشکی قانونی اعتراضی دارد اقدام به ثبت اعتراض خود نمایند.

با این اوصاف در سایر مواردی که دادگاه دستور ارجاع به پزشکی قانونی را صادر می‌کند. نتیجه معاینات پزشکی مستقیماً به دادگاه ابلاغ می‌شود و یا تحویل شخص می‌گردد. و باقی مراحل نیز مانند قبل طی می‌شود. در نتیجه باید گفت که ابلاغ نتایج معاینات پزشکی با واسطه یعنی از طریق کلانتری به دادگاه، یا بدون واسطه و مستقیماً به دادگاه. کاملاً به این بستگی دارد که مرجع صادرکننده نامه ارجاع به پزشکی قانونی کدام نهاد باشد.

مدت زمان پاسخ‌دهی پزشکی قانونی

زمانی که پزشکی قانونی نیاز دارد تا اعلام نظر نماید در همه موارد ثابت نیست. و این مدت زمان کاملاً به موضوع پرونده بستگی دارد. مثلاً در مواردی که نیازمند به تشریح جسد برای تعیین علت مرگ هستند. ممکن است زمان پاسخ و اعلام رأی توسط پزشک پزشک قانونی ۲ الی ۳ ماه کاری طول بکشد. هم اما در برخی موارد دیگر نظیر ضرب‌وجرح یک الی دو هفته کاری کافی است.

اما مطابق آنچه در سایت پزشکی قانونی و اخبار اعلام شد. سازمان پزشکی قانونی برای خدمت رسانی به موقع به مراجعین و همین‌طور جلوگیری از ایجاد پرونده‌های معوقه یک دستورالعمل زمان‌بندی برای ارائه خدمت صادر کرد. که مطابق این دستورالعمل مدت زمان اعلام نظر در حوزه‌های تخصصی ا از ۳۵ تا ۶۳ روز کاری تعیین می‌کند. بنابراین باید توجه داشته باشید که در مجموع زمان‌بندی نسبی است. در برخی موارد و برخی پرونده‌ها به دلیل معاینات بیشتر و روند اداره طولانی‌تر، مدت زمان بیشتری برای صدور رأی پزشک صرف می‌شود.

برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.

 

 

سؤالات متداول

چگونه می‌توانیم رأی پزشکی قانونی را استعلام نماییم ؟

در حال حاضر سایت مخصوصی که رأی پزشکی قانونی در آن قابل استعلام باشد وجود ندارد. و افراد باید به صورت مراجع حضوری به پزشکی قانونی یا مرجعی که رأی پزشک قانونی به آن ابلاغ شد نتیجه معاینات را استعلام نمایند‌.

روش‌های استعلام رأی پزشکی قانونی چیست ؟

افراد می‌توانند به صورت مراجعه حضوری به مرجع پزشکی قانونی که معاینات را انجام داده است یا مرجعی که رأی پزشک قانونی به آن ابلاغ شد. و با ارائه کد ملی یا شماره مکانیزه نامه پزشکی قانونی استعلام نتیجه پزشکی قانونی را تقاضا نمایند.

 

منبع: استعلام جواب پزشک قانونی




:: بازدید از این مطلب : 114
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

انواع وصیت مبحثی است که در این مقاله قصد داریم آن را مورد بررسی قرار بدهیم که قانون مدنی به طور صریح از آن نام برده است. اگر بخواهیم این عمل حقوقی را تعریف کنیم باید به چند نکته اشاره کنیم. نکته اول اینکه موضوع بحث ما یک واقعه حقوقی نمی‌باشد و یک عمل حقوقی است. این عمل حقوقی نیز به نوعی دارای آثار می‌باشد. اما نکته حائز اهمیت این است که آثار آن معلق می‌باشد به فوت شخصی که آن را تنظیم کرده است. دانستن نکات و مطالب مربوط به آن از اهمیت بسیاری برخوردار است. ما در ادامه به بررسی این مباحث می‌پردازیم و در این راستا به مواد قانون مدنی استناد می‌کنیم. برای بهره‌مندی از مشاوره حقوقی با مشاوران حقوقی تلفنی ما تماس حاصل نمایید.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

وصیت چیست؟

وصیت یک امر مستحب به حساب ‌می‌آید و طبق قانون هر فرد ‌می‌تواند قبل از مرگش وصیت کند که بعد از مرگش مالش به چه کسی پرداخت شود و یا اینکه وصیت کند فردی برخی امور او را بعد از فوت‌ به انجام برساند. وصیت به دو دسته عهدی و تملیکی تقسیم ‌می‌گردد که به شرح زیر ‌می‌باشند:

بررسی ارکان

اگر بخواهیم ارکان وصیت را مورد بررسی قرار بدهیم باید از موصی شروع کنیم. موصی شخصی است که به نفع دیگری وصیت را انجام می‌دهد و طرف دیگر موصی‌له است که وصیت به نفع او انجام می‌شود. رکن دیگر مالی است که مورد وصیت قرار می‌گیرد که به آن موصی‌به گفته می‌شود.

توصیه می‌کنیم مقاله موصی له را مطالعه کنید.

 

تقسیم‌بندی انواع وصیت

اگر بخواهیم به این سوال پاسخ بدهیم باید به ماده ۸۲۵ قانون مدنی رجوع کنیم. در این ماده بیان شده است که وصیت دو نوع دارد: تملیکی و عهدی.
اما بعد از بررسی‌ها متوجه می‌شویم که می‌توان اقسام دیگری را نیز متصور شد. اما پیش از آن که به آن‌ها اشاره کنیم تقسیم‌بندی‌هایی را که قانون ارائه داده است مورد بررسی قرار می‌دهیم.

توصیه می‌کنیم مقاله اعتبار وصیت شفاهی را مطالعه نمایید.

وصیت تملیکی

در خصوص آن باید به ماده ۸۲۶ قانون مدنی رجوع کنیم. در این ماده بیان شده است که وصیت تملیکی عبارت است از این که کسی عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد از فوتش به صورت مجانی به ملکیت دیگری در آورد. وصیت‌کننده موصی، کسی که از وصیت تملیکی نفع می‌برد موصی‌له و به موضوع آن موصی‌به گویند.

در واقع اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم موضوع بحث ما که از آن صحبت می‌کنیم همان هبه می‌باشد. اما یک تفاوت بزرگ با هبه دارد آن هم این است که وصیت همان‌طور که گفته شد عمل حقوقی معلق به فوت شخص است. در حالی که در هبه هر دو طرف عقد زنده هستند.

وصیت عهدی

عبارت است از این که شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا اعمال دیگری مأمور می‌کند. به کسی که به موجب وصیت عهدی به عنوان ولی صغیر نصب می‌شود وصی گویند.
همان طور که در ماده ۸۲۶ قانون مدنی اشاره شد وصیت عهدی را می‌توان در واقع همان عقد وکالت در نظر گرفت اما یک تفاوت با عقد وکالت دارد و آن هم این است که معلق به فوت شخص می‌باشد. باید توجه کنیم که در خصوص آن مطابق آنچه که در ماده ۸۳۴ آمده است نیازی نیست به اینکه قبول صورت بگیرد. در متن ماده ۸۳۴ آمده است که در وصیت عهدی قبول شرط نیست. لیکن وصی می‌تواند مادام که موصی زنده است وصایت را رد کند اگر قبل از فوت موصی رد نکرد بعد از آن حق رد ندارد اگرچه جاهل بر وصایت بوده باشد.

بررسی قبول و رد | انواع وصیت

وقتی از قبول و رد صحبت می‌کنیم منظور ما وصیت تملیکی است نه عهدی چرا که در خصوص وصیت عهدی همان طور که بیان شد نیازی به قبول وجود ندارد.

بررسی رجوع | انواع وصیت

مطابق آنچه که در ماده ۸۳۸ قانون مدنی اشاره شد وصیت قابل رجوع می‌باشد. شخصی که به عنوان موصی در نظر گرفته شده است این امکان را دارد که از تصمیم خود رجوع کند و این اتفاق تحت هر شرایطی می‌تواند به خواست او محقق شود حتی اگر موصی حق رجوع خود را ساقط کند تاثیری در رجوع کردن او ندارد.

توصیه می‌کنیم مقاله محرومیت از ارث را مطالعه نمایید.

برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص وصیت، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون وصیت پاسخ دهند.

 

 

سوالات متداول

انواع وصیت کدامند ؟

وصیت عهدی و وصیت تملیکی.

در عقد تملیکی موصی به چیست ؟

در عقد تملیکی موصی به همان مالی گفته ‌می‌شود که در مورد آن وصیت شده است.

 

منبع: انواع وصیت نامه




:: بازدید از این مطلب : 109
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

ماده 709 قانون مجازات اسلامی ایران چه می‌گوید؟ دیه مالی است که به علت ورود ضرر به جان و جسم یک فرد توسط ضارب به فرد صدمه‌دیده با اولیای دم وی پرداخت می‌شود. از جمله در جرم قتل یا نقص عضو ضارب به پرداخت دیه محکوم می‌شود. از انواع جرائم که مجازات آن پرداخت دیه است ورود جراحت به سروصورت است. موضوع ماده 709 قانون مجازات اسلامی احکام مربوط به جراحات وارده بر سروصورت و میزان دیه هر نوع جراحت می‌باشد. در ادامه به متن و شرح این ماده قانونی خواهیم پرداخت.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

متن ماده 709 قانون مجازات اسلامی

در حقوق ایران دیه به دودسته تقسیم می‌گردد. که این دودسته شامل دیه فوت و دیه اعضای بدن می‌شود. که انواع و نحوه تعیین دیه در قانون مجازات اسلام شرح داده می‌شود. در ماده 709 قانون مجازات اسلامی و 4 تبصره این ماده، میزان دیه مربوط به جراحات وارده بر سروصورت تعیین می‌شود.

«جراحات سروصورت و دیه آن‌ها به ترتیب ذیل است:

الف- حارصه: خراش پوست بدون آن‌که خون جاری شود، یک صدم دیه کامل

ب- دامیه: جراحتی که اندکی وارد گوشت شود و همراه با جریان کم یا زیاد خون باشد، دو صدم دیه کامل

پ- متلاحمه: جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد، سه صدم دیه کامل

ت- سمحاق: جراحتی که به پوست نازک روی استخوان برسد، چهارصدم دیه کامل

ث- موضحه: جراحتی که پوست نازک روی استخوان را کنار بزند و استخوان را آشکار کند، پنج صدم دیه کامل

ج- هاشمه: جنایتی که موجب شکستگی استخوان شود گرچه جراحتی را تولید نکند، ده صدم دیه کامل

چ- مُنَقَّله: جنایتی که درمان آن جز با جابه‌جا کردن استخوان میسر نباشد، پانزده صدم دیه کامل

ح- مامومه: جراحتی که به کیسه مغز برسد، یک سوم دیه کامل

خ- دامغه: صدمه یا جراحتی که کیسه مغز را پاره کند، که علاوه بر دیه مامومه، موجب ارش پاره شدن کیسه مغز نیز می‌باشد.»

برای آشنایی با سایر ماده های قانون مجازات اسلامی کلیک کنید.

تبصره‌های ماده 709 قانون مجازات

« تبصره ۱ – جراحات گوش، بینی، لب، زبان و داخل دهان، در غیر مواردی که برای آن دیه معین‌شده است. در حکم جراحات سروصورت است.

تبصره ۲ – ملاک دیه در جراحت‌های مذکور، مقدار نفوذ جراحت بوده. و طول و عرض آن تأثیری در میزان دیه ندارد.

تبصره ۳ – جنایت بر گونه در صورتی که داخل دهان را نمایان نسازد، موجب یک بیستم دیه کامل و اگر به نحوی باشد که داخل دهان را نمایان سازد، موجب یک پنجم دیه کامل است. در این مورد چنانچه پس از بهبودی جراحت، اثر و عیب فاحشی، در صورت باقی بماند، علاوه بر آن، یک بیستم دیه دیگر نیز باید پرداخت شود.

تبصره ۴ – هرگاه جنایت موضحه صورت بعد از التیام، اثری از خود بر جای بگذارد، علاوه بر دیه موضحه، یک هشتادم دیه کامل نیز ثابت است و هرگاه جنایت در حد موضحه نبوده و بعد از التیام اثری از آن باقی بماند، علاوه بر دیه جنایت، یک صدم دیه کامل نیز ثابت است و چنانچه جنایت، شکافی درصورت ایجاد کند دیه آن هشت صدم دیه کامل است»

نکات حقوقی ماده 709 قانون مجازات اسلامی

ماده 709 قانون مجازات اسلامی دارای چند نکته حقوقی می‌باشد:

اول؛ تعیین مبلغ دیه در بندهای این ماده بر اساس درصدی از دیه کامل یک انسان انجام می‌گیرد. و میزان مبلغ دیه کامل انسان نیز هرسال توسط کارشناسان تعیین می‌شود. سپس میزان دیه کامل انسان توسط کارشناسان به قوه قضاییه اعلام می‌شود. تا از این مرجع به شکل قانونی و رسمی به عموم مردم اعلام و مورد اجرا قرار گیرد.

دوم؛ بر اساس ماده 452 همین قانون، دیه حق فرد آسیب‌دیده و یا اولیا دم او می‌باشد. احکام و آثار دیه مشابه مسئولیت مدنی یا ضمان است. و مرتکب تنها زمانی که دیه را پرداخت کند یا به نحوی مصالحه نماید و یا ابراء و تهاتر انجام دهد مبرا می‌شود و مسئولیتی نخواهد داشت.

سوم؛ در صورتی که بیش از یک نفر و به صورت مشترک جنایت را انجام داده باشند. و این جنایت موجب یکی از انواع دیه در ماده 709 قانون مجازات اسلامی شود. شریک جرم یا عاقله او به همراه سایر شریکان به شکل مساوی موظف به پرداخت دیه هستند.

چهارم؛ اثبات انواع دیه مذکور در ماده 709 قانون مجازات اسلامی همان موارد نامبرده در ماده 454 این قانون است. که شامل ادله اثبات دیون و ضمان مالی به‌علاوه قسامه می‌شود.

پنجم؛ ماده 710 قانون مجازات اسلامی بیان می‌دارد. در صورتی که یکی از جراحت‌های مذکور در بند الف تا ث ماده 709 در قسمت دیگر بدن غیر از سروصورت وارد شود. در حالی که عضو مجروح شده، خود دارای دیه مشخص باشد. نسبت‌های دیه، مذکور در بندهای الف تا ث ماده 709 از دیه همان عضو تعیین می‌گردد. مثلاً  ورود جراحت به دست، با توجه به بند الف حکم، یک صدم از دیه دست می‌باشد. و اگر عضو مجروح دارای دیه معین نباشد بر اساس قانون، ارش تعلق می‌گیرد.

تفسیر ماده 709 قانون مجازات اسلامی

بر اساس ماده 709 قانون مجازات اسلامی با توجه به میزان آسیب‌دیدگی فرد و شدت جراحت وی. همچنین با توجه به این نکته که جراحت وارده تا چه میزان به پوست، گوشت و استخوان مجروح آسیب‌زده است. مقدار و میزان دیه آن جراحت نیز هم متفاوت خواهد بود.

یک نکته مهم در خصوص ماده 709 قانون مجازات و نحوه تعیین دیه این است. که در صورتی که جراحت مذکور در این ماده تنها با ورود یک ضربه ایجاد شود. که این ضربه وارده موجب گردد جراحت ازنظر عمق تعدد داشته باشد. صرفاً یک جراحت حساب می‌شود. و دیه جراحت بیشتر به فرد صدمه‌دیده تعلق می‌گیرد.

اما اگر با چند ضربه جراحت از جهت عمق متعدد شود. به عنوان مثال با ضربه اول جراحت حارصه ایجاد گردد. سپس با ضربه دوم همان جراحت حارصه به جراحت موضحه تبدیل شود. در این صورت دو جراحت مستقل در نظر گرفته می‌شود. بنابراین برای هر جراحت دیه مستقل تعیین می‌گردد. تفاوتی ندارد که ضارب این دو جراحت یک نفر باشد یا دو نفر باشند.

برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

 

سؤالات متداول

موضوع ماده 709 قانون مجازات اسلامی چیست ؟

در ماده 709 قانون مجازات اسلامی و 4 تبصره این ماده، میزان دیه مربوط به جراحات وارده بر سروصورت تعیین می‌شود.

تعیین میزان دیه در ماده 709 قانون مجازات اسلامی بر چه اساس است ؟

با توجه به میزان آسیب‌دیدگی فرد و شدت جراحت وی. همچنین با توجه به این نکته که جراحت وارده تا چه میزان به پوست، گوشت و استخوان مجروح آسیب‌زده است. مقدار و میزان دیه آن جراحت تعیین می‌شود.

 

منبع: ماده 709 قانون مجازات اسلامی درباره چیست؟




:: بازدید از این مطلب : 104
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

رای شورای حل اختلاف چه زمانی اجرا می شود؟ امروزه میزان شکایات در دادگاه‌ها به قدری زیاد شده است که حل آن‌ها بسیار زمان بر می‌باشد. همانطور که می‌دانید هرگاه فردی از شخص دیگری شکایت داشته باشد به دادگاه یا دادسرا رجوع کرده و با طرح دعوا علیه او سعی می‌کند حقوق خود را حفظ کند. در این صورت قاضی دادگاه مسئله را بررسی کرده و با توجه به قوانینی که در کشور حاکم است رای خود را صادر می‌کند. اما امروزه به دلیل افزایش پرونده‌ها و تعدد شکایات شورای حل اختلاف که یک مرجع قانونی است تاسیس گشته تا بررسی پرونده‌ها سریع‌‌‌تر انجام گیرد. در ادامه قصد داریم در خصوص شورای حل اختلاف و موارد صدور رای در این مرجع قانونی توضیحات مفصلی را در اختیارتان قرار دهیم، با ما همراه باشید.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

شورای حل اختلاف چیست ؟

همانطور که در بالا گفتیم امروزه تعداد شکایات به قدری افزایش یافته که رسیدگی به آن‌ها ماه‌ها زمان می‌برد. دادگاه‌ها نمی‌توانند این حجم از پرونده را در مدت زمان کوتاهی بررسی کنند و نیاز به زمان زیادی دارند. از این رو دولت تصمیم گرفت در سال‌های گذشته شورای حل اختلاف را تاسیس نماید تا در بررسی پرونده‌ها به مراکز قضایی کمک نماید.

شورای حل ا‌ختلاف مرجعی است که طبق قانون وظیفه دارد در خصوص برخی دعاوی رای صادر کند. در واقع برخی از دعاوی تنها در این شورا قابل طرح می‌باشند و فقط شورای حل اختلاف می‌تواند در خصوص آن‌ها را‌ی صادر کند. شورای حل ا‌ختلاف امروزه به عنوان یک مرکز قضایی برشمرده می‌شود و همانطور که از نام آن مشخص است معمولا به حل اختلاف میان خوانده و خواهان می‌پردازد.

موارد صدور رای در شورای حل اختلاف

شو‌رای حل اختلاف با وجود اینکه یک مرجع قضایی است صلاحیت صدور ر‌ای در همه دعاوی را ندارد. این شورا در چندین مورد دارای صلاحیت صدور ر‌ای می‌باشد. در زیر موارد صدور رای توسط شورای حل اختلاف را نام برده‌‌ایم:

  • شورای حل ا‌ختلاف در تمامی ‌دعاوی مالی که مربوط به اموال منقول می‌شوند و سقف آن‌ها تا ۲۰۰ میلیون ریال می‌باشد صلاحیت صدور ر‌ای دارد.
  • شورای حل ا‌ختلاف صلاحیت صدور رای در خصوص دعاوی تخلیه ملک را دارد. این دعاوی شامل مواردی مثل تخلیه خانه توسط مستاجر، حق کسب، سر قفلی و… می‌شوند.
  • دعاوی تعدیل اجاره بها نیز می‌بایست در شورای حل اختلاف مطرح شوند. دعوای تعدیل اجاره بها دعوایی است که مستاجر و موجر قرارداد اجاره ملک را امضا نموده‌اند اما بر سر میزان اجاره بها اختلاف پیدا کرده‌اند‌. در این صورت می‌بایست به شورای حل اختلاف مراجعه کنند تا مشکل حل شود.
  • دعاوی مربوط به ارث در شور‌ای حل اختلاف قابل طرح می‌باشند. این دعاوی در واقع اقداماتی هستند که بعد از فوت متوفی انجام می‌گیرند و شامل مواردی مثل انحصار وراثت، صورت برداری از اموال و… می‌شوند.
  • ادعای اعسار نیز از جمله مواردی است که شورا‌ی حل اختلاف می‌تواند در خصوص آن ر‌ای صادر کند. البته این تنها در صورتی امکانپذیر است که اصل دعوا نیز در شورای حل اختلاف مطرح شده باشد.
  • تامین دلیل به معنای این است که افراد خسارت دیده از مراجع قانونی بخواهند مدارک و شواهد این مسئله کاملا حفظ شوند و از بین نروند. ادعای تامین دلیل نیز از جمله مواردی است که صدور ر‌ای در خصوص آن در صلاحیت شور‌ای حل اختلاف می‌باشد.
  • صدور رای در خصوص تمامی جرائم تعزیری درجه هشت نیز در صلاحیت شورای حل اختلاف می‌باشد.

برای آشنایی با نحوه ثبت شکایت در شورای حل اختلاف کلیک کنید.

آیا شورای حل اختلاف می‌تواند در خصوص دعاوی خانواده نیز رای صادر کند ؟

مردم معمولا برای حل دعاوی خانواده به دادگاه‌های خانواده و… مراجعه می‌کنند. اما مطابق قانون شورای حل ا‌ختلاف می‌تواند در خصوص این موارد نیز ر‌ای صادر کند. تمامی‌دعاوی مربوط به مهریه، نفقه، جهیزیه و… قابل طرح در این مرجع قانونی می‌باشند و شورای حل اختلاف صلاحیت صدور رای در خصوص آن‌ها را دارد. البته این تنها در صورتی است که طرفین برای بار اول دعوا را در شورای حل اختلاف طرح نموده باشند.

برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص رای شو‌رای حل اختلاف، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده‌اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون ر‌ای شورای حل اختلاف پاسخ دهند.

 

سوالات متداول

شورای حل اختلاف به چه منظور تاسیس گردیده است ؟

شورای حل اختلاف به منظور کمک به بررسی سریع‌‌‌تر شکایات و پرونده‌های مردم تاسیس شده است.

آیا صدور رای در خصوص مهریه در صلاحیت شورای حل اختلاف می‌باشد ؟

بله افراد می‌توانند در خصوص دعوای مربوط به مهریه و نفقه به این شورا رجوع کنند.

 

منبع: رای شورای حل اختلاف




:: بازدید از این مطلب : 105
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

تجدید نظر خواهی از حکم چه زمانی امکان پذیر است؟ امروزه اگر پرونده‌ای در دادگاه بدوی در جریان باشد و نسبت به آن حکمی صادر شود این حکم در مهلت مقرر قابل تجدید نظر‌ خواهی است. و خوانده اگر نسبت به آن حکم معترض باشد و ادعا کند به‌ هر دلیلی حکم صادره خلاف عدالت است می‌تواند از طریق تجدید نظر خواهی ادعای خود را اثبات کند. در واقع تجدید نظر خواهی از حکم یعنی اعتراض به رای صادره از دادگاه بدوی و درخواست رسیدگی مجدد به تمام یا بخشی از دعوا.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

آرای قابل تجدید نظر و غیرقابل تجدید نظر

بعضی از آرای صادره از دادگاه بدوی قابل تجدیدنظرخواهی هستند و بعضی خیر.

آرای قابل تجدید نظر

۱.احکام صادره در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن بیشتر از ۳ میلیون ریال است.

۲.اگر در یک دادخواست، خواسته‌های متعدد درج شده باشد قابلیت تجدیدنظرخواهی نسبت به هر خواسته به‌صورت جداگانه باتوجه به نوع و بهای آن خواسته محاسبه می‌شود و مجموع آن‌ها حساب نمی‌شود.

۳.اگر دادگاه جزایی به تبع رسیدگی به امر کیفری به دادخواست حقوقی مبنی بر ضرر و زیان ناشی از جرم رسیدگی کند و درخصوص اصل مجرمیت و ضرر و زیان ناشی از جرم به ‌نحو توامان رای دهد چنانچه جنبه کیفری رای قابل تجدیدنظر باشد حکم صادره راجع به ضرر و زیان هم به تبع آن قابل تجدیدنظر است.

۴.کلیه‌ احکام صادره در دعاوی غیر مالی.

۵.اگر حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد حکم راجع به متفرعات دعوا مثل هزینه دادرسی هم قابل تجدیدنظر است.

۶.حکم عزل وصی یا قیم یا ضم امین، حکم حجر، بقای حجر، رد درخواست حجر، رد درخواست بقای حجر و رد درخواست رفع حجر قابل تجدیدنظر است.

۷.اگر حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد قرار قاطع صادر شده در آن دعوا هم قابل تجدیدنظر است.

توصیه می‌کنیم مقاله رای قابل تجدید نظر را مطالعه نمایید.

آرای غیرقابل تجدید نظر

۱.حکم مستند به اقرار در دادگاه.

۲.حکم مستند به رای کارشناس که طرفین کتبا رای کارشناس را قاطع دعوا قرار داده باشند.

۳.توافق طرفین در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی.

اصحاب دعوا

اصحاب دعوای تجدید نظر همان اصحاب دعوای نخستین می‌باشند همچنین اشخاص ثالث هم ممکن است در دعوای تجدیدنظر ایفای نقش کنند.

تجدید نظرخواه | تجدید نظر خواهی از حکم

کسی است که در دعوای نخستین محکوم شده باشد.

فقط نسبت به آن قسمت از رای که علیه او صادر شده است می‌تواند تجدیدنظرخواهی کند.

تجدیدنظرخوانده | تجدید نظر خواهی از حکم

کسی است که رای به نفع او صادر شده است چه اصحاب دعوای اصلی بوده است چه بعنوان ثالث در مرحله نخستین وارد شده است.

مهلت تجدیدنظر

طبق قانون مهلت تجدیدنظر برای اشخاص مقیم ایران ۲۰روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور ۲ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است.

اگر محکوم‌علیهم متعدد باشند چنانچه حداقل یکی از آن‌ها مقیم خارج از کشور باشد مهلت تجدیدنظر برای همگی آن‌ها ۲ماه است.

در مواردی مهلت تجدیدنظر بیش از ۲۰روز یا ۲ماه خواهد بود این موارد عبارتند از:

۱.فوت، حجر، ورشکستگی محکوم‌علیه | تجدید نظر خواهی از حکم

اگر در مهلت تجدیدنظر شخصی که حق تجدیدنظرخواهی دارد فوت کند یا محجور یا ورشکسته شود رای باید مجددا به وراث او یا قیم او یا مدیر تصفیه او ابلاغ شود.

۲.زوال سمت نماینده | تجدید نظر خواهی از حکم

اگر سمت شخصی که حق اعتراض به رای داشته زائل شود رای مجددا به شخصی که دارای سمت شده یا به خود اصیل ابلاغ می‌شود.

۳.عذر تجدیدنظرخواه

طبق قانون محکوم‌علیه می‌تواند در صورت وجود جهات عذرموجه دادخواست تجدیدنظر را پس از مهلت مقرر تقدیم کند.

جهات عذرموجه عبارتند از: ۱.بیماری مانع حرکت ۲. فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد ۳.حوادث قهری ۴.توقیف یا در حبس بودن.

ضمانت اجرای رعایت مهلت تجدیدنظر | تجدید نظر خواهی از حکم

اگر دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی تقدیم شود قرار رد دادخواست صادر می‌شود. این قرار ظرف ۲۰روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر است؛ رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است.

آیین دادرسی تجدیدنظر و صدور رای

مرجع تجدیدنظر و تقدیم دادخواست

طبق قانون تجدیدنظرخواه باید دادخواست خود را به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آن جا محبوس است تسلیم کند.

مرجع تجدیدنظر آرای دادگاه‌های عمومی و انقلاب هر حوزه‌ای، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان است.

اگر دادخواست به دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا دفتر بازداشتگاه تسلیم شده این مراجع باید دادخواست را پس از ثبت به دادگاه صادرکننده رای مرحله نخستین بفرستند.

تکلیف دادگاه صادرکننده رای نخستین

دادگاه صادرکننده رای نخستین در قبال دادخواست تجدیدنظر تکالیفی دارد که در حالات مختلف متفاوت است.

۱. حالتی که دادخواست خارج از مهلت مقرر تقدیم شده باشد: اگر دادخواست بدون اعلام عذرموجه خارج از مهلت تقدیم شده باشد یا عذری که اعلام کرده موجه نباشد قرار رد دادخواست صادر می‌شود اما اگر عذر اعلام شده موجه باشد قرار قبولی دادخواست صادر می‌شود.

۲. حالتی که دادخواست ناقص تقدیم شده باشد: اگر دادخواست شرایط قانونی لازم را نداشته باشد ناقص است و باید در مهلت مقرر رفع نقص صورت بگیرد.

۳. حالتی که دادخواست در مهلت مقرر و کامل تقدیم شده باشد: مدیر دفتر دادگاه صادرکننده رای نخستین باید ظرف ۲ روز یک نسخه از دادخواست و پیوست‌های آن را برای تجدیدنظرخوانده بفرستد تا ظرف ۱۰ روز با تقدیم لایحه پاسخ دهد، پس از پایان ۱۰ روز دفتر دادگاه پرونده را به مرجع تجدیدنظر می‌فرستد.

رسیدگی دادگاه تجدیدنظر

دادگاه تجدیدنظر از دو یا سه قاضی تشکیل می‌شود که هر رای را باید هر دو نفر امضا کنند.

الف. تصمیمات دادگاه تجدیدنظر در فرضی که دعوای تجدیدنظر قابل رسیدگی نباشد:

۱.برگشت دادن پرونده: در مواردی مثل وقتی که دادخواست تجدیدنظر ناقص باشد پرونده به دادگاه نخستین برگردانده می‌شود.

۲.اخطار رفع نقص و درصورت لزوم صدور قرار رد دعوای مرحله نخستین: اگر دادخواست دعوای نخستین ناقص باشد و دادگاه بدوی به آن توجه نکرده باشد دادگاه تجدیدنظر به دادخواست دهنده اخطار رفع نقص می‌دهد اگر اقدام نکرد دادگاه رای مرحله نخستین را فسخ و قرار رد دعوای مرحله نخستین را صادر می‌کند.

۳.صدور قرار عدم صلاحیت: اگر پرونده را به دادگاه تجدیدنظری که صالح نیست بفرستند آن دادگاه قرار عدم صلاحیت صادر کرده و پرونده را به دادگاه صالح می‌فرستد.

۴.صدور قرار رد دادخواست تجدیدنظر: وقتی دادخواست تجدیدنظر بدون عذرموجه خارج از مهلت قانونی تقدیم شود این قرار صادر می‌شود.

۵.صدور قرار رد دعوای تجدیدنظر: اگر سمت تجدیدنظرخواه محرز نباشد این قرار صادر می‌شود.

۶.صدور قرار عدم استماع دعوای تجدیدنظر: اگر رای تجدیدنظرخواسته به هر علتی قابل تجدیدنظر نباشد چنین قراری صادر می‌گردد.

ب. تصمیمات دادگاه در فرضی که دعوای تجدیدنظر قابل رسیدگی باشد:

۱.فسخ رای مرحله نخستین: دادگاه تجدیدنظر می‌تواند رای مرحله نخستین را فسخ کند.

۲.تایید رای مرحله نخستین: اگر دادگاه تجدیدنظر رای بدوی را بدون اشکال تشخیص بدهد آن را تایید می‌کند‌.

شکل رای تجدیدنظر

دادگاه تجدیدنظر مثل دادگاه بدوی ممکن است قرار یا حکم یا دستور صادر کند. در تمام مواردی که دادگاه تجدیدنظر رای قطعی صادر می‌کند این رای به‌صورت دادنامه درآمده و قضات آن را امضا می‌کنند سپس به اصحاب دعوا ابلاغ می‌شود.

رای صادره از دادگاه تجدیدنظر قطعی بوده و فقط در مواردی قابل فرجام است.

توصیه می‌کنیم مقاله فرجام خواهی را مطالعه نمایید.

برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص تجدیدنظر خواهی از حکم، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون تجدیدنظر خواهی پاسخ دهند.

 

منبع: تجدید نظر خواهی از حکم چگونه به عمل می‌آید؟




:: بازدید از این مطلب : 100
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

قانون برای کارکنان شرکت‌ها، موسسات، کارگاه‌ها و تمام افرادی که تحت پوشش بیمه هستند شرایط مختلفی را تعیین کرده است. در قانون کار در خصوص بازنشستگی، از کار افتادگی، استعلاجی، دریافت مرخصی و هر عامل دیگری که به کارکنان مربوط می‌شود توضیحاتی ارائه شده است. تمام کارگران و کار فرمایان موظف هستند که از این قانون تبعیت کرده و به تمام موارد ذکر شده در آن به درستی عمل نمایند. در قانون کار کشور ما در خصوص بازنشستگی و از کار افتادگی نیز شرایط خاصی تعیین شده است. در ادامه این مقاله قصد داریم در خصوص بازنشستگی، از کار افتادگی و تفاوت این دو توضیحات مفیدی را در اختیار شما عزیزان قرار دهیم، با ما همراه باشید.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

از کار افتادگی چیست‌‌‌ ؟

حتما شما نیز کم و بیش واژه از کار افتادگی را شنیده‌‌اید، اما با مفهوم کلی آن به خوبی آشنایی ندارید. از کار افتادگی به معنای کاهش توان جسمانی کارگر می‌باشد، که باعث می‌شود نتواند به کار خود ادامه دهد. از کار افتادگی به دلیل وجود دو عامل مهم اتفاق می‌افتد. یکی از این عوامل کهولت سن کارگران می‌باشد. وقتی سن کارگر بالا می‌رود قطعا توان کاری او بسیار کاهش یافته و نمی‌تواند مانند سابق کار خود را انجام دهد.

عامل دیگری که باعث از کار افتادگی کارگران می‌شود بروز بیماری می‌باشد. ممکن است در حین کار کارگر دچار آسیب شود و یا به یک بیماری مبتلا شود. حال اگر هر کدام از این عوامل باعث از کار افتادگی کارگر شوند مطابق قانون می‌تواند از خدمات بیمه استفاده کند. یعنی دیگر نیازی نیست که فرد منتظر باشد تا به سن بازنشستگی برسد و می‌تواند از زمان از کار افتادگی خود تا پایان عمر حقوق مستمری از صندوق بیمه دریافت کند.

برای دریافت اطلاعات تکمیلی توصیه می‌کنیم مقاله از کار افتادگی را مطالعه فرمایید.

معنای بازنشستگی | تفاوت با از کار افتادگی

بازنشستگی همانطور که از نامش مشخص است به معنای تمام شدن سن کاری کارگران می‌باشد. مطابق قانون کار هر فرد می‌بایست سی سال سابقه بیمه کاری داشته باشد تا بتواند از صندوق بیمه حقوق دریافت کند. اگر فردی دارای چنین سابقه‌‌ای باشد بازنشسته شده و می‌تواند حقوق مستمری خود را به صورت ماه به ماه دریافت نماید.

این سن برای انواع مشاغل مختلف بوده ولی سن بازنشستگی بیشتر مشاغل سی سال می‌باشد. شاید برایتان سوال شود که چرا این سن برای بازنشسته شدن افراد در قانون کار تعیین شده است؟ که پاسخ این پرسش بسیار ساده است. پس از سی کار سابقه کاری مسلما کارگر توان کاری بسیار کمی خواهد داشت و اگر هم بتواند کار کند مسلما مانند روز اول پر توان نمی‌باشد. پس بهترین سن برای بازنشستگی سی سال سابقه می‌باشد.

نکته حائز اهمیت این است که اگر فردی دارای سی سال سابقه کاری نباشد اما سن او به شصت سال برسد بازهم بازنشست خواهد شد اما حقوق مستمری او نسبت به دیگر افراد کمتر خواهد بود.

برای کسب اطلاعات تکمیلی مقاله شرایط بازنشستگی را مطالعه نمایید.

برای کسب اطلاعات تکمیلی مقاله سن بازنشستگی را مطالعه فرمایید.

تفاوت بازنشستگی و از کار افتادگی

بازنشستگی و از کار افتادگی هر دو عواملی هستند که باعث می‌شوند کارگر توان کاری نداشته باشد و نتواند مانند سابق به کار خود ادامه دهد. این دو عامل با وجود اینکه بسیار به هم شباهت دارند دارای تفاوت‌هایی نیز می‌باشند. در زیر تفاوت بازنشستگی و از کار افتادگی را ذکر کرده‌ایم:

  • مطابق قانون کار اگر فردی بخواهد بازنشسته شود با توجه به شغلی که دارد می‌بایست مابین بیست تا سی سال سابقه داشته باشد. اما برای از کار افتادگی هیچ سن خاصی در نظر گرفته نشده است و هرگاه که فرد نتواند به کار خود ادامه دهد می‌تواند از خدمات بیمه برای از کار افتادگی خود استفاده کند.
  • محاسبه سوابق از کارافتادگی کارگران بسیار ساده‌‌‌تر بوده و اگر کارگری دارای حتی یک سال سابقه باشد نیز می‌تواند از خدمات استفاده کند. اما این مورد در خصوص بازنشستگی صدق نمی‌کند.
  • حقوق دریافتی بعد از از کار افتادگی با حقوق بازنشستگی تفاوت دارد و با توجه به نوع شغل کارگر ممکن است کمتر یا بیشتر باشد.

برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص تفاوت بازنشستگی با ازکارافتادگی، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده‌اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون تفاوت بازنشستگی با ازکارافتادگی پاسخ دهند.

 

 

سوالات متداول

سابقه بیمه برای بازنشستگی قانونی افراد چقدر است‌‌‌ ؟

سابقه بیمه برای بازنشسته شدن هر فرد به صورت قانونی سی سال خواهد بود.

اگر فردی دارای یک سال سابقه بیمه باشد و از کار افتاده شود تکلیف چیست‌‌‌ ؟

در این صورت فرد می‌تواند از خدمات و حقوق از کار افتادگی خود استفاده کند و سابقه کار کم نمی‌تواند مانع استفاده از خدمات بیمه توسط او شود.

 

منبع: تفاوت بازنشستگی با از کار افتادگی




:: بازدید از این مطلب : 119
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

دیوان عالی چیست؟ امروزه در سراسر کشور دادگاه‌‌‌ها و محاکم قضایی زیادی تشکیل گردیده‌‌اند تا قوانین کشور را به درستی اجرا نمایند. در تمامی محاکم قضایی یک رئیس وجود دارد که نظارت می‌کند تمام احکام و آرا صادر شده از طرف دادگاه مطابق قانون باشند. در واقع برای اجرای درست قوانین نیاز است که یک نهاد یا سازمان به عملکرد محاکم قضایی نظارت کند. یکی از نهاد‌‌‌هایی که به عملکرد تمامی این محاکم رسیدگی می‌کند دیوان عالی کشور می‌باشد. در ادامه قصد داریم در مورد اینکه دیوان عالی کشور چیست و چه ساختاری دارد توضیحات مفید و مختصری را خدمت شما عزیزان ارائه دهیم، با ما همراه باشید.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

دیوان عالی کشور چیست و چرا تشکیل می‌شود ؟

دیوان عالی کشور یکی از نهاد‌‌‌ها و مراکز قضایی در کشور می‌باشد که وظایف متعددی دارد. دیوان عالی کشور معمولا در استان تهران (پایتخت) تشکیل می‌گردد. با این وجود در برخی موارد که قوه قضائیه صلاح بداند این مرجع در شهرستان‌‌‌ها نیز تشکیل خواهد شد. دیوان عالی کشور وظایفی دارد که توسط قانونگذار تعیین گردیده‌‌اند. دیوان عالی کشور مطابق نظر قانونگذار وظیفه دارد که به اجرا شدن صحیح تمام قوانین در محاکم دادگستری سراسر کشور نظارت کند.

این به این معنی است که دیوان عالی کشور به تمام آرا صادر شده توسط این محاکم نظارت کرده و چنانچه در پرونده‌ای قوانین به درستی اجرا نگردیده باشند به مرجع قضایی مورد نظر این مسئله را ابلاغ خواهد کرد. دیوان عالی کشور در واقع بالاترین مرکز قضایی در کشور به حساب می‌آید که از برجسته‌ترین و با سابقه‌ترین قضات کشور تشکیل می‌گردد. دیوان عالی در همه جای کشور دارای یک رئیس می‌باشند که فردی مجتهد و عادل خواهد بود. رئیس دیوان این مرجع قضایی توسط قوه قضائیه انتخاب خواهد شد و تا ۵ سال در این سمت فعالیت خواهد کرد.

ساختار دیوان عالی کشور

ساختار دیوان عالی کشور نسبت به دیگر مراجع قضایی کمی متفاوت‌تر می‌باشد. ساختار این مرجع قضایی به دو بخش شعبه و دادسرا تقسیم بندی می‌شود. شعب و دادسرای دیوان عالی کشور به شرح زیر می‌باشند:

  • شعب دیوان عالی کشور

شعب دیوان عالی کشور به دو بخش حقوقی و کیفری تقسیم بندی می‌شوند که هرکدام وظایف جداگانه‌ای دارند. این دو شعبه جهت رسیدگی به فرجام خواهی در خصوص رای اصراری فعالیت می‌کنند. در شعبه حقوقی اساسا به فرجام خواهی از آرای حقوقی رسیدگی می‌شود. اما اگر رای اصراری بدون تجدید نظر برای امور حقوقی صادر شود و نسبت به آن درخواست فرجام خواهی شود هیات شعبه تشکیل و به این درخواست رسیدگی خواهند کرد. همچنین در شعبه کیفری نیز در کنار وظیفه اصلی یعنی فرجام خواهی از آرای کیفری اگر نسبت به رای کیفری اصراری بدون تجدید نظر درخواست فرجام خواهی شود هیات این درخواست را بررسی خواهد کرد.

  • دادسرای دیوان عالی کشور

دادسرا نیز بخشی از ساختار دیوان عالی می‌باشد. دادسرای دیوان عالی کشور از تعدادی معاون، دادیار، کارمندان قضایی و… تشکیل می‌شود که ریاست آن نیز بر عهده دادستان کل کشور خواهد بود. این دادسرا به دیوان عالی کمک می‌کند که وظایف خود را سریع‌تر به انجام برساند.

توصیه می‌کنیم مقاله مرجع فرجام خواهی را مطالعه فرمایید.

دیوان عالی کشور در کدام استان‌‌‌ها تشکیل گردیده است ؟

همانطور که در بالا گفته شد قوه قضائیه معمولا در تهران دیوان عالی کشور را تشکیل خواهد داد ولی در صورت لزوم این دیوان در شهرستان‌‌‌ها نیز تشکیل می‌شود. در حال حاضر در استان تهران ۴۵ شعبه دیوان عالی تشکیل گردیده است که در حال فعالیت می‌باشند. در استان قم نیز پنج شعبه و در مشهد هم ۳ شعبه دیوان عالی تشکیل گردیده است. به طور کلی در سال‌‌‌های آینده تعداد این شعب بیشتر خواهد شد.

برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص دیوان عالی کشور، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده‌اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون دیوان عالی کشور پاسخ دهند.

 

 

سوالات متداول

دیوان عالی کشور توسط کدام دستگاه تشکیل می‌شود ؟

دیوان عالی کشور توسط دستگاه قضایی تشکیل می‌گردد.

ساختار دیوان عالی کشور به چند بخش تقسیم می‌شود ؟

ساختار دیوان عالی کشور به دو بخش شعب و دادسرا تقسیم خواهد شد.

 

منبع: دیوان عالی چیست




:: بازدید از این مطلب : 121
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

جلب متهم یعنی چه؟ موضوعی که در این مقاله قصد داریم به آن بپردازیم بحث جلب متهم می‌باشد. در ماده ۱۷۹ قانون آیین دادرسی کیفری آمده است در صورت عدم حضور متهم، وی را جلب می‌کنند. همچنین ماده دیگری که می‌توان در این راستا به آن استناد کرد ماده ۱۷۰ قانون آیین دادرسی کیفری می‌باشد. اما نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که اصطلاح حقوقی جلب متهم از سایر اصطلاحات حقوقی مانند بازداشت متهم متفاوت می‌باشد. منظور قانون از جلب این است که متهم برای پاره‌ای توضیحات دستگیر شود. به عبارت دیگر زمانی که متهم جلب شود آزادی رفت و آمد از او سلب می‌گردد. در ادامه به بررسی مطالب و نکات بیشتری در این خصوص می‌پردازیم.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

چه شرایطی برای جلب متهم لازم می‌باشد ؟

در درجه اول آن چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که ابتدا باید برای متهم احضاریه ابلاغ شود. اگر با وجود ابلاغیه او حضور پیدا نکند و همچنین عذر موجهی برای عدم حضور خودش نداشته باشد در این صورت است که شخص بازپرس یا دادیار پس از طی شدن مراحلی که ذکر شد دستور جلب صادر می‌نماید. ابتدا باید توجه کرد که عدم حضور با وجود عذر موجه است یا خیر. ممکن است برای شما این سوال ایجاد شود که منظور از عذر موجه چه عذری می‌باشد؟
در پاسخ به این سوال باید به ماده ۱۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کنیم. در این ماده آمده است که متهم در صورت احضار باید حضور یابد مگر اینکه عذر موجهی داشته باشد.

مصادیق عذر موجه در قانون:
الف- احضاریه آنقدر دیر برسد که وقت تنگ شود و متهم زمان حضور پیدا نکند.
ب- بیماری متهم و یا نزدیکان درجه یک او مانند همسر یا فرزند.
پ-  فوت همسر یا یکی از اقربا تا درجه سوم از طبقه دوم.
ت- وقوع حوادث مهم از قبیل بیماری‌های واگیردار و بروز حوادث قهری مانند سیل و زلزله.
ث- در حبس بودن متهم.
ج – سایر مواردی که بازپرس آن را عذر موجه تشخیص دهد.

متهم در سایر موارد می‌تواند از بازپرس بخواهد که تحقیقات به وقفه بیفتد. بازپرس یک بار می‌تواند به او مهلت دهد.

توصیه می‌کنیم مقاله احضار متهم را مطالعه فرمایید.

آیا امکان جلب متهم بدون احضار کردن وجود دارد ؟

پاسخ مثبت است. در پاسخ به این سوال باید به بیان این مطلب بپردازیم که در چه صورتی بدون اینکه متهم احضار گردد قانونگذار امکان جلب او را در نظر گرفته است. به همین منظور باید به ماده ۱۸۰ قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کنیم. در این ماده شرایطی بیان شده که در صورت تحقق بازپرس می‌تواند بدون احضار متهم او را جلب نماید:
الف – جرایمی با مجازات قانونی سلب حیات، قطع عضو و یا حبس ابد.
ب – معین نبودن محل اقامت، محل کسب و یا شغل متهم. بازپرس نیز موفق به شناسایی این موارد نشود.
پ – در جرائم تعزیری درجه پنج و بالاتر در صورتی که امکان مخفی شدن و تبانی متهم قوی باشد.
ت – افراد متهم به ارتکاب جرائم سازمان‌یافته و جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی.

توصیه می‌کنیم مقاله آخرین دفاع متهم را مطالعه نمایید.

آیا در اختیار داشتن برگ جلب مجوز ورود به محل اقامتش می‌باشد یا خیر ؟

تبصره ۳ ماده ۱۸۴ قانون آیین دادرسی کیفری بیان می‌کند که ماموران برای این که برگ جلب را به متهم ابلاغ کند و او را جلب کند باید او را بیابند و برای یافتن او باید به محل اقامتش بروند. اما نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم و بسیار حائز اهمیت است این است که برگه جلب به آن‌ها این اجازه را نمی‌دهد که به محل اقامتش وارد بشوند و برای اینکه بتوانند به محل اقامتش ورود کند باید مجوز داشته باشند.

توصیه می‌کنیم مقاله حقوق متهم را مطالعه فرمایید.

اگر متهم متواری باشد فرایند جلب به چه صورت انجام می‌شود ؟

در صورت فراری بودن متهم بازپرس حکم جلب را صادر و در اختیار ظابطین دادگستری می‌گذارد تا هرجا متهم را یافتند دستگیرش کنند. ذکر این نکته مهم به نظر می‌رسد که اگر متهم خود را به مقام قضایی تحویل دهد و با آن‌ها همکاری نماید می‌تواند از دادگاه تقاضای تخفیف مجازات نماید.

جلب باید در چه زمانی انجام شود ؟

به طور کلی جلب متهم باید در روز انجام شود اما در موارد استثنایی در شب نیز امکان جلب وجود دارد.

توصیه می‌کنیم مقاله بازجویی از متهم را مطالعه فرمایید.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص جلب متهم، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون جلب متهم پاسخ دهند.

 

منبع: جلب متهم چگونه انجام می‌شود و چه شرایطی دارد؟




:: بازدید از این مطلب : 122
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : vakiel

ثروت و دارایی هر فرد از جمله مواردی است که باعث ‌‌می‌شود او در رفاه بیشتری زندگی کند و بتواند با استفاده از ثروتش بدهی‌‌‌ها یا هرگونه خسارتی که به او وارد شده است را پرداخت کند. اما در برخی موارد دیده ‌‌می‌شود که فرد توانایی پرداخت برخی موارد را ندارد و در واقع از نظر مالی در وضعیت خوبی نیست که در ادامه قصد داریم در مورد ثبت دادخواست اعسار توضیحات بیشتری را ارائه نماییم، با ما همراه باشید.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.

چه کسی ‌‌می‌تواند دادخواست اعسار را به دادگاه ارائه کند ؟

در برخی موارد دیده ‌‌می‌شود که دادگاه حکمی را بر علیه فردی صادر ‌‌می‌کند و او باید مبلغی را به شاکی خود بپردازد و یا اینکه فرد شکایتی را در دادگاه انجام داده است که توانایی پرداخت هزینه دادرسی آن‌ را ندارد که در این صورت به فرد معسر گفته ‌‌می‌شود. معسر در واقع کسی است که توانایی مالی ندارد و یا اینکه مالش در دسترس او قرار ندارد که در این موارد قانونگذاران قوانین زیادی را وضع نموده‌اند.

یکی از این قوانین ثبت دادخواست اعسار ‌‌می‌باشد. فرد ‌‌می‌تواند در دادگاه اعلام کند که توانایی مالی برای پرداخت بدهی به شاکی و یا پرداخت هزینه دادرسی به دادگاه را ندارد که در این صورت هزینه برای او قسط بندی ‌‌می‌شود.

برای مثال فردی توانایی پرداخت مهریه به همسرش را ندارد و دادخواست اعسار خود را به ثبت ‌‌می‌رساند و دادگاه با توجه به شرایط مالی او ‌اگر در وضعیت خوبی به سر نبرد مهریه را برای او قسط بندی ‌‌می‌کند تا آسان‌‌‌‌‌تر بتواند آن ‌را پرداخت کند.

ثبت دادخواست اعسار

ثبت دادخواست اعسار با توجه به نوع اعسار تفاوت خواهد داشت و هر فرد معسر ‌‌می‌بایست با توجه به شرایط خود در زمان معینی دادخواست اعسارش را به ثبت برساند.‌‌ اگر فرد توانایی پرداخت هزینه دادرسی را نداشته باشد ‌‌می‌بایست از زمان ارائه دادخواست تا پایان زمان رسیدگی به آن ‌دادخواستش را ثبت کند.

اما اگر فرد توانایی پرداخت بدهی‌اش را نداشته باشد بهتر است از زمانی که حکم بر علیه او صادر ‌‌می‌شود به دادگاه اعلام کند که معسر است و دادخواست اعسار خود را به ثبت برساند. همچنین دادگاه پس از صدور حکم به فرد معسر یک ماه مهلت ‌‌می‌دهد تا معسر بودن خود را اعلام نماید.

نکته مهم: چنانچه فردی معسر باشد ‌‌می‌بایست دو شاهد را به دادگاه معرفی کند و تمامی‌‌ اموال خود را به دادگاه اعلام نماید تا دادگاه دادخواست اعسارش را به ثبت برساند.

نمونه دادخواست اعسار

در زیر یک نمونه دادخواست اعسار را شرح داده‌‌‌‌ایم:

ریاست محترم مجتمع قضایی با سلام‌ و احترام

اینجانب … به استحضارتان ‌‌می‌رسانم که حکم صادره از دادگاه … بنده را محکوم ‌به پرداخت مبلغ … به فرد شاکی به نام … نموده است. اینجانب با توجه به عدم توانایی مالی برای پرداخت بدهی از ریاست محترم مجتمع قضایی خواستارم که با توجه به ماده ۵۰۹ قانون آیین دادرسی درخواست اعسار بنده را ثبت نمایند تا بتوانم بدهی خود را پرداخت کنم.

برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.

 

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص ثبت دا‌دخواست اعسار، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده‌اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون ثبت داد‌خواست اعسار پاسخ دهند.

 

سوالات متداول

معسر کیست ؟

معسر به کسی گفته ‌‌می‌شود که توانایی‌ پرداخت بدهی به شاکی یا پرداخت هزینه‌‌‌های دادرسی خود را ندارد.

پس از صدور حکم دادگاه معسر تا چه مدتی ‌‌می‌تواند درخواست اعسارش را ثبت کند ؟

پس از صدور حکم دادگاه به معسر یک ماه مهلت ‌‌می‌دهد تا درخواست اعسارش را ثبت کند.

 

منبع: دادخواست اعسار




:: بازدید از این مطلب : 128
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران